رابطه قبل از ازدواج با رویکرد اسلامی
.
اطلاعات کاربری
درباره ما
دوستان
خبرنامه
آخرین مطالب
لینکستان
دیگر موارد
آمار وب سایت

عواقب روابط افراطی دختر و پسر قبل از ازدواج؟!

به طور کلی روابط باز و آزاد دو جنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفت‏ها و آسیب‏های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است. در ذیل به چند نمونه از این آسیب‏ها اشاره می‏شود:
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] می‏توان به این امر پرداخت :

1- فقدان شناخت درست و واقع بینانه:

معمولا ادّعا می‏شود این گونه روابط و دوستی‏ها به انگیزه ازدواج شکل می‏گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می‏شود، روح حاکم بر این گونه دوستی‏ها، عشق‏ورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند.در حالی که تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می‏سازد و اجازه نمی‏دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندگی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.
2-  افت تحصیلی یا رکود علمی:
این گونه روابط باعث می‏شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات‏های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است. دل‏مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه‏ها توصیه می‏کنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

3- عدم استقبال از تشکیل کانون خانواده:
این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏شود. عشق حقیقی و پاک با هوس‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ها مربوط به روزها و ماه‏های اول دوستی است. ولی دیری نمی‏پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می‏شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند جامعه‏ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏رسد.

4 - ایجاد جو بدبینی:
این گونه دوستی ها نه تنها مشکلی را برای دختران و پسران حل نمی‏کند بلکه بر مشکلات آنان می‏افزاید.این گونه دوستی‏ها و روابط اگر به ازدواج بی‏انجامد پس از مدتی از شکل‏گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.پسر به خود می‏گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟
دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.بر این اساس این گونه ازدواج‏ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که منجر به طلاق و جدایی می‏گردد.بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‏هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‏کنند زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‏شود. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‏ای برای حل درگیری‏ها و حمایت از مهارت‏های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق می‏شود. وی در پایان گفت: می‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‏شود

 5- اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:
در دوستی‏های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می‏گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.بنابر این وجود چنین دلهره‏ها و اضطراب‏هایی که گاهی لطمه‏های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد،از جمله آسیب‏های این گونه روابط است.

6- محرومیت از ازدواج پاک:  
هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی‏ها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می‏شود که آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد می كند ولی دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند..

تفاوت عشق و هوس در ارتباط دختر و پسر::

1 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست.

در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم». 

3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است. 

4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجودمی آید و بعد عشق منعقد         می شود. بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!» در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.

درسهايی از الگوی قرآنی درمورد رابطه ی دختر و پسر :

الف ) مدخل بحث ب ) طرح آيات مربوطه ج) درسهايی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر

د) جمع بندی و نتيجه گيری
الف) مدخل بحث :
در مقدمه نوشتار ، برای ورود به بحث تأمل بر روی نکاتی چند در رابطه با مفهوم الگو ضروری می نمايد :
1 ) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معانی سر مشق ، مقتدی ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، "آلن بيرو" ، الگو" را بدين نحو تعريف نموده است :
الگو آن چيزی است که شکل گرفته و در يک گروه اجتماعی به اين منظور که به عنوان مدل يا راهنمای عمل در رفتارهای اجتماعی به کار می آيد ، حضور می يابد . از ديدگاهی هم کارکردی و هم _ روانی _ اجتماعی بايد گفت الگو ها آن شيوه های زندگانی هستند که از صوری فرهنگی منشأ می گيرند .
افراد بهنگام عمل بطور طبيعی با اين الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با اين الگوها تطابق می يابند .
2 ) واژه الگو ( pattern ) که کاربردی در علوم اجتماعی و تربيتی دارد ، از سوی بعضی محققين معادل و مترادف واژه "اسوه" گرفته شده که در فرهنگ دينی و اسلامی مستعمل است .
مثلاً گفته می شود که "اسوه نيز همچون معادل فارسی الگو ، علاوه بر آنكه بر نمونه های عينی و مصاديق خارجی امور و مفاهيم اطلاق می شود ، به معنی طرحها و روشهای عمل و سلوک نيز می باشد ." و حال آنکه بعضی ديگر معتقدند که اگر اسوه ها را افرادی بدانيم که از افق هاي بلند و بسيار دور دست ، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثير خود قرار می دهند . در سطحی محدود تر می توان از الگوها ياد کرد که در محيط خويش با ديگران تفاوت دارند و می توانند نمونه های عينی برای سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.
3 ) از جمله روشهای تربيتی برای ساختن و بازسازی جسم و جان افراد ، بهره بردن از روش " توجه دادن به الگوها است."
اگر چه الگوها می توانند " بد يا خوب باشند ، ولی در يک نظام تربيتی ، تمرکز و توجه به الگوهای خوب و حسن است . در اين پژوهش نيز به عنوان الگوی حسنه " روابط دختر و پسر " از نگاه دينی به رابط " موسی و دختران شعيب " توجه و تأکيد شده است .
ضمناً معنای الگو در این پژوهش متفاوت از اسوه گرفته شده تا کليه نقش آفرينان در اين داستان بتوانند پند آفرين و مدل تربيتی باشند و واضح است که "موسای" قبل از پيامبری که در اين نوشتار مورد تأمل قرار گرفته ، به تعريف الگوی متفاوت از اسوه نزديک است . ( در قرآن مجيد از دو پيامبر تحت عنوان اسوه ياد شده است . حضرت ابراهيم ، سوره ممتحنه / 4 و پيامبر اسلام ، احزاب / 21 )
ب) طرح آيات مربوطه :
بدنيست ، قبل از هر گونه داوری و تحليل در روابط دختر و پسر ، الگوی منتخب در قرآن ، به نقل از ابن کتاب مقدس عيناً منعکس گردند . اين داستان را می توانيم در سوره قصص از آيه 23 به بعد ببينيم (4) : داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن به جانب مدين بيرون رفت . در آيه 23/ قصص می خوانيم " و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدين رسيد ، آنجا جماعتی ديد که حشم و گوسفندانشان را سيراب می کردند .و دو زن را يافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفته ، گفت شما اينجا چه کار می کنيد ؟ گفتند که منتظريم تا مردان ، گوسفندانشان را سيراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سيراب کنيم و پدر ما مردی سالخورده است . "
در آيه 24 / قصص اشاره شد که موسی گوسفندانشان را سيراب کرد و دست به دعا برداشت . در آيه25/ قصص آمده " موسی هنوز از دعا لب نبسته بود ، ديد که يکی از آن دو دختر با کمال وقار و حياء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آيی و در عوض سقايت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسی نزد او ودختران رسيد و سرگذشت خود را با شعيب حکايت کرد ، شعيب گفت اينک هيج نترس که از شر قوم ستمکار نجات يافتی ." در آيه 25/ قصص می خوانيم . " يکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کسی که بايد به خدمت برگزيد ، کسی است که امين و تواناست . " و در آيه 26/ قصص آمده" شعيب گفت : من اراده آن دارم که يکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم ... " و در آيه بعد از پذيرش اين عهد از سوی موسی سخن به ميان آمده است .اگر پذيرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه برای درس ، پند و عبرت است ، در اينصورت بازيگران و نقش آفرينان قصه ها و داستانها الگوهای خوب يا بدند و نقش آفرينان _ مثبت ، الگوهای حسنه قرآنند . با اين نگاه اکنون به درسهايی که از اين الگوی حسنه قرآنی برای ارتباط دختر و پسر می توان آموخت ،  می نشينيم .
ج ) درسهايی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر :
1) اگر در اين داستان ، دختران شعيب ، الگوی دختران و موسی ، الگوی پسران در روابط دختر و پسر باشد حداقل دو الگوی ارتباطی در اين داستان نفی می شود ، اول : الگويی که از رابط آزاد و بی حد و حصر پسر و دختر دفاع می کند  زيرا ديديم که نقل قرآنی دليل آنکه دختران نخواستند با جنس مخالف براحتی اختلاط ، بلکه حتی ارتباط بگيرند .
دوم : الگويی که نفی مطلق ارتباط دختر و پسر می کند . اين الگو نيز از نگاه قرآنی مردود است ، زيرا موسی وقتی دختران را در کنار چاه ديد ، با آنها ارتباط کلامی گرفت و از مشکل آنها پرسيد و اين تعامل حکايت ازمشروعيت از تباط کلامی بين دختر و پسر در صورت ضرورت و نياز دارد .
پس الگوی مطلوب دينی در ارتباط دختر و پسر ، پذيرش ارتباط مقيد و مشروطً است ، نه نفی ارتباط مطلقاً و نه وجود هر گونه ا زتباط مطلقاً .
2) از جمله نکات بسيار مهم که در رابط دختر و پسر در آيات مورد بحث مطرح شده ، شيوه راه رفتن دختر شعيب نزد موسی است . در آيه 26 / قصص اين قيد را "مشی با حيا" ( تمشی علی استحياء ) ذکر نموده است . در تعامل دختر با پسر مشی مبتنی بر حياء ، عفاف ، وقار ، متانت بسيار حائز اهميت است . زيرا شيوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشيدن حامل پيام است و در هر فرهنگی ، با مخاطبش سخن می گويد .لازم به توضيح است که برخورد متکی به " حيا " ، با برخورهای غلط ديگر از اساس متفاوت است . حيا " يک صفت پسنديده اخلاقی است و عبارت است از کنترل ارادی رفتار خويش ، به منظور حفظ حريم بين خود و ديگران . حيا ، رفتاری است اختياری و ارادی ، در حاليکه " شرم " ، يک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت يک حالت هيجانی است که فرد در آن به شکل غير ارادی ، از انجام عملی و يا بيان عقيده ای و يا حضور در جمع و جماعتی ، خودداری می کند . در چنين و ضعي ، فرد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندکی دارد وحال آنكه در حياء‌ فرد بر خود مسلط است در آيه از حياء در رفتار دختر شعيب سخن به ميان آمده، اما رعايت " حيا " در تعامل دختر و پسر مختص دختران نيست . چنانچه در روايات ذيل همين آيات ، وقتی که موسی به منزل شعيب از طريق همين دختر فرا خوانده می شود ، می خوانيم که دختر برای راهنمايی از پيش او حرکت می کرد و موسی پشت سرش . باد بر لباس دختر می وزيد و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند . حياء و عفت موسی اجازه نمی داد ، چنين شود . از اين رو به دختر گفت : من از جلو می روم ، بر سر دوراهيها و چند راهيها ، مرا راهنمايی کن .
حاصل آنکه اولاً : دختر و پسر از هر گونه ارتباط نفی نشده اند و در صورت نياز می توانند با هم سخن بگويند : ثانياً : کلام ، لباس و شيوه رفتاری ، حامل بار معنايی است و زبان دارد . از اين رو بايد در رنگ لباس ، نوع آن ( تنگ ، کوتاه ، آستين نامناسب و ... ) ، کفش ، و انتخاب کلمات و طرز ادای آن ( با طنازي و نرم و ... ) دقيقاً رعايت حياء را نمود ؛ ثالثاً : رعايت عفاف و حيا ويژه جنس خاصي نيست و پسر مهذب و دختر عفيف در ترابط هر دو بايد رعايت همه جوانب آسيب پذير به حيا و عفاف و وقار را بنمايند . رابعاً : مراد از حيا ، انزواگرايی ، کناره گيری و برخوردی مبتنی بر شرم نيست .
3) امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساسی در سطح خانواده و محيطهای آموزشی رخ می نمايد وجود روابط پنهانی بين دختران و پسران است . و حتی از جمله عوامل زمينه ساز در برقراری روابط پنهانی ، احساس رسالت برخي از دختران و پسران به منظور يافتن دوست براي يكديگر است . در برقراري روابط پنهاني می بايد به نقش عواملی که اولين پيوندها را ايجاد می کند و همين پيوندها موجبات استمرار روابط پنهانی را فراهم می آورند نيز به خوبی توجه کرد .
اما آيا از آيات مورد بحث و از اين الگوی قرآنی در رابطه با معضل روابط پنهانی و راههای مواجهه با آن می توان درس و پندی آموخت ؟ به نظر می رسد که آنچه که در منابع روايی آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزودی به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند ، پدرشان که ا ز زود آمدنشان تعجب کرده بود ، پرسيد : چه سبب شد که امروز به اين زودی بازگشتيد ؟ دختران گفتند:مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمديم .
به عبارت ديگر روابط پنهاني عميق و کثير يکدفعه شکل نمی گيرد . با برخورد اتفاقی ، خصوصاً اگر در قالب رفع مشكل و حاجتي باشد كه بر قلب و لسان آدمي اثر مطلوب بگذارد ، به سمت روابطي گسترده تر و احيانا نامطلوبتر مي رود . در اينجا از راههاي آسيب زدايي در ارتباط دختر و پسر آن است كه همان اولين برخورد ،‌ در فضاي خانوادگي مطرح شده و افراد مجربتر و والدين سرد و گرم چشيده ، راهنمايي هاي لازم را در اختيار نسل جوان قرار دهند . در صورتيكه دختر و پسر مشكلات و حوادث جديد و برخورد قابل توجه روزانه را با افراد مجربتر در فضاي خانواده مطرح كنند و والدين نيز بتوانند نقش مفيد ، راهنما و سازنده ايفاد كنند . با روابط پنهاني و ناسالمي كه محتمل است متعاقب برخورد اول شكل گيرد ، گرفته مي شود.  
البته واضح است كه چنين اقدامي ، اولا : روابط صميمي والدين و نوجوانان و جوانان را مي طلبد . بايد فرزندان محيط خانه را سالم ، امن و قابل اعتماد احساس كنند تا درد دلها و مشكلات را با والدين در ميان بگذارند . ثانيا : والدين بايد شرايط نسل بعدي را درك كنند و سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا واقعيتها را بشنوند و به راه حلها بينديشند . اين چنين اقدامي از « انقطاع نسلها » در محيط خانواده جلوگيري نموده و ضمن ايجاد فضاي سالم در نظام خانوادگي ، به راه حلهاي مطلوب نيز مي رسند .
چنين پيامي را به وضوح از الگوي قرآني روابط دختر و پسر مي توان آموخت ، زيرا دختران آنچه را كه رخ داده بود با پسر جواني در خانواده مطرح مي كنند و پدر حكيمانه نسبت به آن عكس العمل نشان داد .
نه تنها دختران را در ارتباط گرفتن با آن پسر سرزنش نكرد ، بلكه دخترش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد و ...
4) از نكاتي كه در فرهنگ عاميانه ، ‌ارزش تلقي نمي شود و شايد حتي ضد ارزش نيز قلمداد شود آن است كه براي تشكيل زندگي مشترك ، دختري از پسري خواستگاري نمايد . حال با توجه به الگوي قرآني مورد بحث در ارتباط دختر و پسر ،‌ پرسش اساسي آن است كه آيا از نگاه ديني ،‌ براي زندگي مشترك دختر در انتخاب شريك زندگي مي تواند پا پيش بگذارد يا خير ؟
در رابطه با پرسش حاضر چند نکته قابل بحث اند :
اول : ارتباط دختر و پسر حيطه عامی دارد که يکی از موارد و مصاديق آن روابط دختر و پسر برای ازدواج است . روابط می تواند اداری باشد ( ارتباط دو همکار اداری يا يک فرد اداری با جنس مخالف از مراجعه کننده (اين تعامل می تواند تحصيلی باشد و ... اما ارتباط دختر و پسر برای رسيدن به زندگی مشترک ، ارتباط عميقتر و حساستری است و از اين رو در فتاوای فقهی عليرغم حساسيت های ويژه ، آزادی عمل زيادی را در ارتباط بين دو جنس مخالف پذيرفته است مثلاً امام خمينی درباره زن و مرد و پسر و دختر که برای ازدواج اقدام مي كنند بر اين باور بودند كه « هر يك از زوجين مي توانند بدن ديگري را با شرايط ذيل به منظور تحقيق ببيند : 1)نگاه به قصد لذت و ريبه نباشد ؛ 2) ازدواج متوقف براين نگاه باشد ؛ 3) مانعی از ازدواج اين دو در ميان نباشد . "
دوم : آنچه که ا زآيات مورد بحث به عنوان الگوی قرآنی تعامل ارتباط دخترو پسر استنباط می شود آن است که اين يکی از دختران است که به پدرت گفت:
" يا اَبت استأجره ، اِن خير من استاجرت القوی الامين " ( قصص / 26 ) ، ای پدر اين مرد را به خدمت خود اجير کن که بهتر کسی که بايد به خدمت برگزيد ، که امين و تواناست .و پدر با پذيرش اين پيشنهاد ، به موسی طرح ازدواج با اين دختر را باشرايطی مطرح کرد ( قصص / 27 ) به عبارت ديگر ، در اصل دختر با ظرافت خاصی و به صورت غير مستقيم ، پيشنهاد ازدواج با موسی را داد .
اينجاست که از آيه مورد بحث می فهميم که دختران در گزينش همسر ، خصوصاً اگر فرد مناسب و ايده آلی را سراغ دادند می توانند و بايد فعال باشند ولی اگر طرح مسأله را مستقيماً ،به مصلحت نمی دادند ، با تمهيد مناسب و يا با واسطه ای ، پيشنهاد خود را برای مطلوب و محبوب خود مطرح نمايند .
پس خواستگاری دختر از پسر نيز مانند خواستگاری پسر از دختر هم " عقلا" قابل دفاع است و هم " نقلا". و در نقل نيز آيات مورد بحث شاهدی از کتاب خدا درباره خواستگاری مرد است . از اين الگوی قرآنی در روابط دختر و پسر ، حداقل نکته ای که در بحث اخير می توان آموخت آن است که در صورتيکه اين ارتباط قرار باشد که به زندگی مشترک منتهی گردد ، بايد طرفين به ويژگيهای مناسب هم توجه کنند و اين ويژگی ها بايد جامع باشد هم خصايص مناسب جسمی ( در اين آيه قدرت و قوی بودن مرد ) و هم خصايل مناسب روحی و اخلاقی ( در اين آيه امانت و درستکاری ) را در برداشته باشد .
د ) جمع بندی و نتيجه گيری :
1 ) طرح داستانهای قرآنی ، صرفاٌ مطرح کردن قصه و يا رماني نيست ، بلکه بار هدايتی آنها مورد توجه است و بايد غايات داستانها و جوهره آنها را يافت و سرلوحه زندگی قرار داد.

 2 ) در اين داستان قرآنی ، بازيگران و نقش آفرينان دو جنس مخالف هستند ، که هر دو فعالند ، طرفين هر دو پيامهای سازنده برای ديگران دارند . مرد داستان ، در نهايت لقب قوی و امين را از آن خود می کند و زن داستان ، صفت حياء را به خود اختصاص می دهد و بر بال حياء راه می رود :
3 ) در اين داستان اصل ارتباط دختر و پسر ، به عنوان يک ضرورت زندگی پذيرفته شده است ولی اين ارتباط ، يک ارتباط عاطفی ، پنهانی و بی حد و حصر نيست و با قيودی مورد پذيرش قرار گرفته است .
4) از نکاتی که از اين الگو قابل استنتاج است اينکه دختر و پسر در روابط عادی و ضروری نه بايد شرم بيجا داشته ، دستپاچه شده ، مضطرب شوند و نه بايد پرخاشگری نموده و به يکديگر اهانت کنند ، بلکه خوب است با شناخت از واقعيتهای جنس مخالف و از بين بردن ترسها ، دلهره ها ، هيجانها و نيز احساس خصومت و خشونت نسبت به يکديگر ، با خونسردی و صلابت شخصيت با جنس مخالف برخورد نموده و از رفتار سبک ، خودنمايی و جلب توجه جنس مخالف به وظايف محوله در اجتماع عمل کنند .
5 ) اگر ارتباط دختر و پسر قرار است که به ازدواج منجر گردد ، مناسبتی ندارد که يک روابط پنهانی و مکتوم باشد ، بلکه با هماهنگ نمودن خانواده ها در شرايطی تا حد قابل توجهی می توانند از يکديگر شناخت جسمی و روحی کسب نمايند . روابط پنهانی دختر و پسر آسيبهای فردی ، اجتماعی و ... دارد که بايد از آن پرهيز نمود .
6) در روابط سالم بين دو جنس مخالف . اصل نبايد برتظاهر ، ريا و خودنمايی باشد . آنانی که سعی دارند با لباسهای بسيار ويژه ، آرايشهای آن چنانی و ... برای خود ايجاد جذابيت نمايند ، قطعاٌ از ضعفی درونی رنج می برند و بدينوسيله به دنبال جبران کاستی جسمی يا روحی خود هستند . وگرنه کسی که فضيلت جسمی ، عقلی و قلبی دارد ، چه ضرورتی دارد که با حرکات تصنعی در مقابل ديگران ظاهر شود ؟ شخصيتهای رشيد ، خودبخود در ارتباط و تعامل برای ديگران به جهت فضايلشان زيبا جلوه می کنند .پس درارتباط سالم دختر و پسر خوب است ، هر يک به دنبال آن باشد که توانايی های علمی ، هنری ، اخلاقی ، ورزشی ، رزمی و ... کسب نمايند و طبيعی ، قوی و سالم در مقابل يکديگر ظاهر شوند.

 

 

معیار ازدواج از نظر اسلام وغرب-  فاطمه با قری فرد و شهلا مولوی - مقدمه:

خانواده کانونی است که باید برای حفظ حرمت وکرامت انسان وتامین سلامت جسمانی وروانی ورشد معنوی او استحکام یابد . قوام خانواده به منظور تداوم انسجام جامعه وتامین محیطی سالم برای زیستن انسانها ضرورتی انکار ناپذیر است . در کانون خانواده همسران نسبت به یکدیگر وظایفی بر عهده دارند که از حقوق انان سرچشمه میگیرد.این وظایف باید به شکل متقابل مورد توجه قرار گیرد تا در سایه ایفای نقش همسران ، این کانون بنیادین تقویت وتعالی شود. برخورداری از همسرخوب وشایسته  درزندگی ، یکی از نعمتهای بزرگ است که خالق هستی به بندگان خویش عنایت میکند وبرای انتساب چنین نعمتی تعالیم عالیه اسلام  وسایر ادیان علاوه بر انکه ملاکها ومعیارهایی را در امر انتخاب همسر بیان میکنند، دارای رهنمودها ودستوراتی است که بدون شک باید بر روابط خانوادگی هر فرد حاکم باشد وشک نیست کسانی که  در زندگی زناشویی  جویای سعادت وخوشبختی هستند وبا همه وجود در پی شاد زیستن درکانون گرم خانواده می باشند
بخش اول:

معیارهای انتخاب همسر از نظر روانشناسی

روانشناسی ازدواج

در اين مرحله تلاش مي‌شود سؤالاتي از اين قبيل پاسخ داده شود که يک فرد چگونه مي‌تواند زوج مناسبي براي خود انتخاب کند؟ در انتخاب زوج چه اولويتهايي را مد نظر قرار دهد؟ آيا شرايط مادي مهمتر هستند يا شرايط خانوادگي و فرهنگي؟ عوامل شخصيتي تا چه اندازه مي‌تواند ازدواج موفقي را پيش بيني کند؟  ازدواج يکي از مراحل مهم در زندگي انسان به شمار مي‌رود. نتايج اطلاعات متعددي که در مورد ازدواج انجام شده بر اهميت آن در سلامت جسماني و روان شناختي تأکيد دارد. در دهه‌هاي اخير توجه بسياري از پژوهشگران و متخصصان باليني و خانواده به کيفيت روابط زناشويي ، رضايت زوجين و تأثير آن در سلامت خانواده جلب شده است. بطور کلي آنچه در مباحث روانشناسي ازدواج مورد توجه است بررسي عوامل مؤثر بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده شرايط کيفي ازدواج است که مباحثي چون نقش عوامل مادي ، فرهنگي ، رواني ، شخصيتي را بر تصميم گيري ازدواج و رضايت از ازدواج در بر مي‌گيرد. برگرفته از:www.saj.ir  

شواهد بیولوژیک عشق:

در مقابل نظریه های مختلف روانشناسی ،جامعه شناسی و حتی فلسفی در زمینه عشق،یافته های بیولوژیک بیش از هرچیز دیگری ماهیت واقعی بودن عشق را گواهی میدهند. مطالعات تصویر برداری مغزی به روشهای خاص نشان داده اند که نه تنها مراکز جنسی و رمانتیک در مغز کاملا متفاوت و متمایز هستندبلکه در هر یک از مراحل و اجزا عشق،قسمت های مختلفی از مغز فعال میشوند. برای مثال در مراحل اولیه عشق (شیفتگی یا شیدایی) نواحی از نیمکره راست مغز در مجاور هیپوتالاموس (مرکز نیازهای اولیه بدن مثل گرسنگی و تشنگی) فعال شده و نقش ایفا میکنند و در مرحله پیوند عاطفی و صمیمیت نواحی و سیستم های دیگری از مغز نقش ایفا میکنند. برخلاف مراکز کنترل اعمال حیاتی بدن در مغز که فرد کنترل چندانی بر روی آنها ندارد و اختلال در آنها میتواند موجب مرگ شود،مراکز مرتبط با عشق تا حدود زیادی قابل کنترل و وجود این سیستم نه برای بقا آدمی بلکه برای چرایی زندگی ضروریست.

دکتر جان لی (John Lee،1973 میلادی) با بررسی و تحقیق بر روی زوجین مختلف دریافت که میتوان طرز تلقی و برخورد افراد در مورد ارتباط احساسی عاطفی با جنس مخالف را در شش گروه طبقه بندی نمود و از آن به عنوان الگوی عشق(love style) نام برد. در ایت طبقه بندی سه گروه اصلی eros ,ludus ,storge  وجود دارد و سه نوع دیگر ترکیبی از ویژگی های سه نوع اصلی هستند.

Eros(عشق رومانتیک،شهوانی)

 

 

 

 

 

 

Agape                                                     Mania

(عشق مادرانه یا پدرانه)                               (عشق وسواسی)

 

 

Ludus                                              Storge

(عشق دوستانه)                                      (عشق بازی گرانه)

(عشق منطقی،محاسبه گرانه)

Pragma

 

معیارهای انتخاب همسر نوشته دکتر سید اصغر ساداتیان و دکتر ماهیار آذر انتشارات ما و شما صفحه 28،30

آمادگی و شرایط مناسب برای ازدواج بر حسب فلسفه زندگی، تفسیر، درک و هدف از ازدواج در جوامع و فرهنگ های مختلف آمادگی و شرایط لازم برای ازدواج بسیار متفاوت است. برخی پدیدار شدن قدرت بارورسازی(بلوغ جنسی)،برخی سن زوجین،برخی تمکن مالی و برخی مجموعه ای از آنها را شرایط لازم برای ازدواج می دانند.اما اگر هدف از ازدواج، قرار گرفتن در مسیر رشد و کمال و درک خوشبختی باشد شرط لازم برای ازدواج رسیدن به خودشناسی که همان بلوغ در تمامی جنبه های انسانی(جنسی،عقلانی،عاطفی و اجتماعی) است و نیز برخورداری از حداقل توانمندی اقتصادی(و نه لزوما تمکن مالی) است.

قبل از رفتن به خواستگاری

در شرایط ایده آل ما باید بتوانیم تقریبا به تمام سوالات زیر پاسخی مثبت،کامل،واقع بینانه و صادقانه بدهیم:

  • آیا از احساسات و عواطف خود و ازچرایی و چگونگی آن ها آگاه هستیم؟
  • آیا از آرزوها و نیازهای خود آگاه هستید؟برای برآورده شدن آنها چه برنامه و روشی دارید؟
  • در زمان مواجهه با مسئله و مشکلی آیا قادر به برخورد اصولی و منطقی و پیدا کردن راه حلی عاقلانه هستید؟
  • در صورت بروز اشتباه و قصور مسئولیت خود را می پذیرید یا دیگران را سرزنش کرده و مقصر میدانید؟
  • آیا قادر به کارهای مشارکتی و شرکت در فعالیت های جمعی و گروهی هستید؟
  • آیا با خصوصیات و ویژگی های فردی خود(از جمله وضعیت جنسی) آشنا هستید؟
  • آیا با وجود مجرد بودن همچنان خوب و خوش زندگی می کنید یا تصور میکنید خوش بختی تان در گرو ازدواج است؟
  •  آیا دوست دارید فقط دهنده یا گیرنده باشید یا اینکه هم محبت و عشق بگیرید و هم بدهید؟
  • آیا معنا و هدفی در زندگی دارید و برای رسیدن به  آن،برنامه مشخص منطقی و عملی دارید؟
  • آیا از تاثیر خانواده خود بر خودتان مطلع هستید؟
  • آیا آماده پذیرش مسئولیت و تعهد در زندگی اشتراکی هستید یا فکر میکنید  هنوز به خوبی جوانی نکرده اید؟ همان-ص 128تا130

آشنایی

پذيرش حضور ديگري وارتباط با او به منظور تبادل اطلاعات و عواطف در فرآيند تصميم گيري براي ازدواج است. معمولآ اولين عنصر محرك براي آشنايي با يك نفر جذابيت اوست. جذابيت درآغاز وگسترش آشنايي زن ومرد تأثير به سزايي دارد. درتحقيقات انجام شده در مورد جذابترين عواملي كه توسط مردان وزنان مورد توجه واقع شده  همه ي افرادي كه به پرسشنامه هاي تحقيق پاسخ داده بودند، چه مردوچه زن ،ويژگي هاي شخصيتي ((فهيم- مهربان)) و((باهوش)) را بر(( قدرت كسب وكار )) يا((جذابيت ظاهري)) ترجيح داده بودند                                    

به طور تقريبي مي توان گفت كه جذابيت ظاهري در فرآيند آشناي براي مردان از اهميت بيشتري برخوردار است وكيفيتهاي شخصيتي براي زنان مهمتر است.جذابيت ظاهري مي تواند فرد را در گير فرآيند آشنايي كند ،اما لزوماًارتباط طولا ني مد ت وشادي را به همراه نخواهدداشت.علي رغم همه ي آنچه كه هردوجنس درباره ي جذابيت ايده آل مد نظر دارند،به طور واقعي همسري را انتخاب مي كنند كه به لحاظ جذابيت همانند خودشان باشد(گريتلي ووايد) البته ظاهر جذاب لزوماً به رضايت زناشويي بيشتر ويا زندگي  شادتر رهنمون نمي شود(برشايدوديگران،1972)
((يك شخصيت قوي در حال شكل گيري )) يا ((بالقوه موفق))  براي خانمها جذاب است (ديسراچرس،1995)

نظریه های اشنایی:

1-نظریه همسان همسری

بر این فرض است که هرچه شباهتها وهمانندیها بیشتر باشد دو طرف بیشتر مایل به اشنایی با یکدیگر هستند.

2-نظریه نا همسان همسری

بر این فرض است که هرچه تفاوت ها بیشتر باشد دو طرف بیشتر مایل به اشنایی با یکدیگر هستند.

3-نظریه صافی

این نظریه بیان میکند که مردم برای اشنایی ونهایتا انتخاب همسر از صافی های پیچیده ای عبور میکنند که بتدریج دامنه مخروطی ان تنگ تر میشود وانتخاب محدودتر میشود تا این که نهایتا به یک انتخاب میرسند

فواید آشنایی:

چهار فايده ی عمده ی‌آشنايی به ترتيب عبارتند از:

1- مشاهده متفاوت بودن افراد با يكديگرو آشنا شدن با افراد مختلف ،به ما كمك ميكند تا گستره ی تفاوت ها را در افراد جامعه ی خود مشاهده كنيم . همه ي ما به واقع منحصر به فرد هستيم وعلي رغم شباهتها ی فروانی كه باهم داريم،تفاوتهای خاص خودمان راهم داريم آشنايي با گستره ای از افراد ،به ما كمك ميكند كه اين تفاوتها را از نزديك ببينيم.

2- تعامل با افراد ديگر به ما كمك ميكند تا خود را بهتر بشناسيم . مردم به شيوه هاي  گونا گون فكر میكنند و رفتار ميكنند .آگاهي بيشتر ازاين تفاوتها به ما در شناخت تفاوتها ی خود با ديگران و نيز شباهتها ی خود با ديگران كمك ميكند ونهايتاً ما را در شناخت بهتر آنچه كه هستيم وآنچه كه دوست داريم باشيم ياري ميكند . زماني كه با افراد بسيارمتفاوتي روبرو ميشويم كه به لحاظ پيشينه ،خانواده وشخصيت با ما تفاوتهاي زياددارند ،در باره ی خود بيشتر و بيشتر می آموزيم .آشنايي بستري است براي شناخت بيشتروبيشتر مي آموزيم . آشنايي بستري است براي شناخت بهتر خود.

3- درفرآيند آشنايي مي فهميم كه ازاموري خوشمان می آيد و از چه چيزهای بدمان مي آيد .آشنايي به ما كمك میكند تا بهتر و روشن تر بدانيم كه به دنبال چه  كسی هستيم وچه ويژگي ها وخصوصياتی را در شريك زندگي خود جستجو  ميكنيم .آشنايي به ما كمك مي كند تا بدانيم با چه ويژگي هايي احساس راحتي مي كنيم وچه افرادي با چه خصلتهايي ما را ناراحت میكنند  
4- فرآيند آشنايي به ما در يادگيري مهارتهای ارتباطی كمك می كند آشنايي به ما فر صتهای زيادی برای تجربه ی ار تباط با افراد ديگر میدهد . ما مجبور هستيم  كه در يك ارتباط تصميم هاي زيادو مهمی بگيريم تصميم هايي از قبيل اين كه چه بگوييم وچه كاریانجام دهيم و مجبور هستيم كه به پيامد هاي رفتاري خود توجه كنيم . همانگونه كه متوجه پيامد گفتار و رفتار ديگران بر خود هستيم.

محدودیت های آشنایی:

1- در فرآيند آشنايي هر دو نفر تلاش می كنندتا فقط جنبه های مثبت خود را بيان كنند                                       

2-دور شدن از دوستان وفعاليتهاي معمول روزمره ،يكي ديگر از محدويتهاي آشنايي است .

3-كوتاهی وقصور در مواجه با مو ضوعات ومسايل مشترك در زمان آشنايي.

4-آشنايي در صورتي كه بدون حد ومرز باشد،آمادگی هر دونفر برای ازدواج از تضعيف می كند آشنایي شرط لازم ازدواج است،اما شرط كافی نيست

اشتباهات در فرآيند آشنايی

1-سئوالات كافی نمی پرسيم.  چرا؟

الف) پرسيدن سئوال جنبه های عاشقانه ی ارتباط را مخدوش می سازد

ب) نمي خواهيم جواب سئوالهای خود را بدانيم

ج) می ترسيم متقا بلاً از ما نيز همان سئوالات پرسيده شود

د) نمی دانيم درباره ی چه موضوعاتی بايد سئوال كنيم.

يكی از مهمترين مسايل زمان آشنايي ،سئوالاتي است كه بايد از فرد متقابل بپرسيم پرسشنامه هاي زيادی در رابطه با اين سئوالات در جهان فراهم شده است. ازآنجا كه سئوالات زمان آشنايي  وابسته به فرهنگ است لازم است ،كه از پرسشنامه هايي استفاده  شود  كه با فرهنگ ما هماهنگ باشد يكي از اين پرسشنامه ها توسط آقای
ابوالفضل شيرازي فراهم شده است كه در نوع خود جامع است نشانه هاي هشدار دهنده ی مشكلات با لقوه را ناديده می گيريم

الف) مسايل را كم اهميت جلوه می دهيم   

 ب) كارهای او را توجيه میكنيم.

ج) كارهایاو را منطقی جلوه میدهيم

د) مشكلات و مسايل را انكار می كنيم

عجولانه وزود هنگام سازش مي كنيم

الف-چشم پوشی از باورهاوارزشهای خود

1/الف/از بيان عقييدهي شخصي خود در مورد خطاهاواشتباهات فرد مقابل خودداري ميكنند.

2/الف/عقايد وباورهاونگرشهاي خود را بروز نمي دهند يا آنهارا تعديل مي كنندويا حتي آنها راانكار مي كنند.

3/الف/در فعاليتهايي شركت ميكنندكه به طور معمول از انجام آنها اجتناب مي كنند.(مشروب خوردن-مصرف مواد مخدر-تماشاي فيلمهاي مستهجن)

4/الف/از اظهاردر مورد موضوعاتي كه به طور جدي بانظريات فرد مقابل در تضاد است اجنتناب مي كنند.

ب/ دست برداشتن ازعلايق وفعاليت خود

1/ب علايق شخصی وكارهای خودمان را رها می كنيم ، به خصوص اگر فكر كنيم كه براي فرد مقابل ،علايق وكارهایما اهميتی ندارد يا اين كه با آينده ی مشترك ما تعارض دارد.
2/ب خود را غرق علايق و كارهای همسر آينده خود میكنيم در حالی كه خودمان از آنها لذتی نمی بريم .

ج/ كناره گيري از خانواده ودوستان

ج/1اگر او با دوستان و خانواده ی ما راحت نباشد ، وقت كمتری را با آنها سپری میكنيم .

 

ج/2 برای خوشحال كردن او با كسانی وقت خودرا سپری میكنيم كه از بودن با آنها لذتی نمی بريم تسليم نياز جنسی می شويم

چ/1 با حوصله و بدون عجله در طول زمان با فرد مقابل خود آشنا شويد.                          

چ/2 برای ازدواج عجله نكنيد.               

چ/3از هرگونه را بطه ی جنسی،قبل ازدواج كنيد، سعی كنيد، ازرابطه جنسی با او خود داری كنيد،تا فرصتی فراهم شود كه  بدون تأثير روابط جنسی وجاذبه ی جنسی به شناخت يكديگر بپردازيد. تسليم زرق وبرق های مادی وظاهری می شويم

ح/1پول فرد                                                       

ح/2ثروت خانوادگی                                              

ح/3قدرت ونفوذ فرد                                              

ح/4شغل او                                                        

ح/5 شهرت او                                                     

ح/6 زيبايي او  

(( تعهد)) را مقدم بر (( تفاهم )) می دانيم

د/1مايل هستند متأ هل باشند تا مجرد                                       

د/2 آرزومند هستند كه ديگر سرانجامي بگيرند و سر خانه وزندگی خودشان بروند.

 د/3 از خواستگاری خسته شده اند.

 د/4 ازطرف ديگران برای ازدواج تحت فشار هستند

 د/5 افرادیكه فقط و فقط جنبه های مثبت ديگران را میبنندودر هرفردی می توانند چيزی دوست داشتنی پيدا كنند.

 د/6 به لحاظ عاطفی به فرد متعهد شده اند.

ترد يدهای خود را ناديده مي گيريم

<<تفاهم>> را بر<<علا قه و محبت >> مقدم مي دانيم. 

با ور به اين كه اورا تغيير خواهيم داد.                        

باور به اين كه پس از ازدواج مشكلات كم میشود

برخی باور دارند اگر قبل ازدواج مسايل و مشكلا تی وجود داشته باشد و رابطه ی دوطرف غير صميمانه باشد ،باز هم فكر می كنيم كه با ازدواج همه چيز حل خواهد شد. يكی از راههای شناسايي فرد مقابل ، شناخت خا نواده ی اوست . يكي از بهترين شيوه ها برای شناخت فرد مشاهده ی اوست زمانی كه با خانواده اش در تعامل است . نحوه ی بر خورد فرد با اعضای خانواده خود را دوباره ايجاد نكنند و در رابطه ی جديد شان الگوی جديدي از خانواده ارايه كنند. آشنايي تنها در يك تعامل دو نفره بدست نمی آيد،بلكه ما می توانيم از نظر ديگران ،دوستان ووالدين برای شناختن بهتر فرد مقابل سود جوييم.برای اين است كه افراد كهن سال ووالدين عقل وقدرت انتخاب همسر مناسب را دارا هستند والدين بيشتر موقعيت اقتصادی،سياسی و اجتماعی را در نظر می گيرند .درنوع ازدواج سنتی كه با راهنمايي خانواده انجام می شود تبار و اصل و نسب و موقعيت خانوادگی عمو ماٌ مهم تر از دلبستگی و علاقه ی دو طرف است و نرخ طلاق در جوامعی كه ازدواج سنتی رايج است بسيار كمتر از نرخ طلاق در جوامع ديگر است.

پایان دادن به رابطه

سه چیز باعث میشود تاافراد به رابطه ی خود پایان دهند

1-عدم تجانس : دو طرف به این نتیجه می رسند که بین آن ها نقاط مشترک کمی وجود دارد

2-خستگی : دو طرف نمی توانند در جهت هدفمندی حرکت کنند

3-احساسات منفی : کفه ی منفی ها بر مثبت ها سنگینی می کند

(بارون و بایرن 1987)مهارت های زندگی-کریس ال.کلینه  صفحه 263

شناخت سبک های عشق و دلبستگی به افراد کمک می کند تا تعیین کنند در رابطه ی خود چه هدفی دارند

افراد دارای سبک دلبستگی ایمن در روابط نزدیک خود احساس خوش حالی صمیمیت و اطمینان می کنند. این افراد از عزت نفس بالایی برخوردارند و احساس می کنند که دیگران آن ها را دوست دارند. همان ص263

ملاکها ومعیار های ازدواج موفق:

-قبل از ازدواج هردونفر باید مستقل وپخته باشند.

-هردونفر به همان اندازه که دیگری را دوستی دارندخودشان را هم دوست داشته باشند .

-هردونفر بتوانند در تنهایی همانگونه لذت ببرند که وقتی با هم هستند.

-هردونفردر شغل وحرفه خود ثبات داشته باشند.

-هردو نفر از خود آگاه باشند وخود را بشناسند.

-هردو نفر بتوانند نظرات و خواسته های خود را با جرات وجسارت بیان کنند.

-هردو نفر سعی کنند که خود خواه نباشند وخواسته های دیگری را بر آورده کنند.

دلایل درست ازدواج :

1-مصاحبت وهمراهی

2-عشق وصمیمیت

3-شریک حمایت کننده

4-شریک جنسی

5-والد شدن

آموزش پیش از ازدواج تالیف  مهدی میر محمد صادقی انتشارات پیغام دانش ص 14 تا 40

 

 

بخش دوم: ازدواج از نظر اسلام

 

ازدواج در منطق قرآن کریم زمینه ساز ایجاد آرام بخش ترین رابطه ها و آغازگر زندگی خانوادگی همراه با مودت و رحمت است . خداوند متعال کارکرد این سنت نبوی صلی الله علیه وآله را قرآن کریم چنین تبیین می فرماید : « و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید ، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد ؛ دين مقدس اسلام، يگانه آييني است كه براي تمامي نيازها و غرايز انساني راهکارهايي در نظر گرفته و  مسأله ازدواج، يكي از آن راهکارهاست كه براي  اشباع نيرومندترين غريزه انساني، مقرر شده است. بديهي است كه روح لطيف انسان همانند جسم او، داراي نيازهايي است که در صورت تأمين به موقع آن‌ها، مي تواند به تکامل واقعي دست يابد. درست به همين جهت، مسأله ازدواج نزد خداي متعال، محبوب ترين چيز قلمداد شده است؛ تا آن‌جا که آخرين سفير او، رسول گرامي اسلام، آن را سنت خود مي‌داند و مي‌فرمايد: «النکاح سُنّتي فمَن رَغب عَن سُنَتي فَلَيس مِني» (مجلسی، 1403، 220)؛( ازدواج، سنت وشيوه ي من است. و هركس ازآن سرباززند، از(امت) من نيست.)

برای رسیدن به شرایط ایده آل ازدواج در جامعه اسلامی، لازم است که معیارها و ملاکهای ازدواج بزرگان دینی را شناخت و عمل خود را مطابق با آن الگوهای اسلامی نمود. ازدواج پیامبر اسلام با حضرت خدیجه (س) دارای پیام های زیادی است که برای جوانان امروزی، در صورت شناخت و عمل به آن، راهگشا خواهد بود، با توجه به ملاک هایی که این الگوها، متاسفانه جامعه فعلی ما روز به روز از آنها فاصله گرفته اند به همین خاطر نابسامانی های زیادی مثل تأخیر سن ازدواج ، اسراف، چشم و هم چشمی، ‌عدم توجه به معیارهای دینی و توجه به امور مادی، طلاق ها جرم و فحشا و... در جامعه رواج یافته است.

خصوصیات پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ :جوانمرد مکّه دارای ویژگی های خاصّی بود که توجّه خدیجه را به خود جلب نمود، دارای تقوی، معنویت، پاکدامنی، عفت، امانت داری، حسن خلق، راستگویی و صداقت بود که باعث علاقمندی خدیجه شد. وجود این همه فضایل و مکارم اخلاقی و رفتاری در پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ بود که ثروتمندترین زن قریش آمادگی خود را برای ازدواج با ایشان اعلام کرد.(1) علّت پیش قدم شدن حضرت خدیجه در ازدواج با پیامبر، وجود آن همه فضیلت اخلاقی، کرامت، شرافت، اصالت خانوادگی و...... در وجود مقدس پیامبر بود. وقتی خدیجه خواسته قلبی خود را با پیامبر در میان گذاشت، در ابتدا پیامبر به دلیل عدم هماهنگی از نظر اقتصادی با خدیجه، درخواست این بانوی قریش را نپذیرفت، امّا خدیجه اعلام کرد که حاضر است همة امکانات و اعتبارش را نیز در راه اهداف بلندشان قرار دهد ، اینگونه بود که این پیمان مقدّس بسته شد. پس اولین پیام این ازدواج این است کسانی که به خاطر ثروت و مال و منال دنیوی با فردی ازدواج می کنند، با معیارهای اسلامی فاصله دارند، دیگر اینکه لازم است در ازدواج ها هماهنگی از نظر اقتصادی رعایت شود، همچنانکه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به این مسئله توجه داشتند.

شناخت و آگاهی پیامبر اسلام(ص) و خدیجه (س) با آگاهی و شناخت کامل از اخلاق، رفتار و خانواده همدیگر، ازدواج نمودند، آنان، رشد یافته، بزرگ منش ، خردمند، بصیر و مستقل در اندیشه و عمل بودندو با متانت، وقار و درایت تصمیم سنجیده ای گرفتند. چیزی که امروزه کمتر در ازدواج ها به آن توجه می شود، رشد جسمانی، عقلانی، عاطفی جوانان را در نظر نمی گیرندو بدون داشتن این معیار ها اقدام به تشکیل خانواده می کنند که آسیب های زیادی را متوجه زندگی مشترک می کند.

مشورت:پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این باره با عموی خود، ابوطالب مشورت کردند و او را واسطه قرار دادند، خدیجه نیز با عموی خود ، ورقه بن نوفل، صحبت کردند آنان در مراسمی و با حضور بزرگان دو خانواده عقد ازدواج خود را برگزار کردند




:: برچسب‌ها: رابطه ,
:: بازدید از این مطلب : 1101
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : میثم خسروی
ت : پنج شنبه 17 تير 1395
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
چت باکس
تبادل لینک هوشمند
پشتیبانی